زندگی نامه ی حیدر رقابی " هاله " و حسن گل نراقی

حيدر رقابي
حيدر رقابي

حیدر رقابی متخلص به هاله ، "شاعر ترانه مرا ببوس معروف" ، در سال 1310 ه . ش در تهران زاده شد .

تحصیلات ابتدایی را در دبستان نوشیروان ، و متوسطه را در دارالفنون به اتمام رساند . سپس وارد دانشگاه شد . از همان دوره ی دانشگاه به فعالیت های ادبی روی آورد .

پس از کودتای ننگین 28 مرداد ، حیدر به کشورهای آلمان و آمریکا برای ادامه ی تحصیل رفت . پس از چندی درجه دکترا در حقوق گرفت .دیگر به ایران برنگشت و در آمریکا استاد دانشگاه شد . هاله نخستین کسی است که در ایجاد و تأسیس دانشگاه دیوسی سرخ پوستان زحمت فراوان کشید . سپس مدیریت برنامه ریزی آنجا را به عهده گرفت .

کتاب های هاله را تا 30 جلد نوشته اند که مطرح ترین آن ها عبارت اند از : فلسفه ی دنیای سوم ، شقایق ها ، آسمان آشک ، خاطرات میگون ، شهرزاد و شاعر شهر شما . هاله بعد از انقلاب اسلامی به ایران آمد و دوباره به آمریکا برگشت و به علت بیماری در آمریکا چشم از جهان فروبست و ثابت کرد که بهار او گذشته است ، گذشته ها نیز گذشته است . (1)

 

"مرا ببوس"

شعر از : حیدر رقابی (هاله )

بند اول :

مرا ببوس ، مرا ببوس          برای آخرین بار تو را خدا نگهدار که می روم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته                   گذشته ها گذشته        منم به جستجوی سرنوشت

در میان طوفان       هم پیمان با قایق بان ها       گذشته از جان باید بگذشت از طوفان ها

به تیره شب ها با یاران دارم پیمان ها

شب سیاه سفر کنم     زتیره راه گذر کنم

نگه کن ای گل من      سرشک غم به دامن      برای من میفکن

مرا ببوس ، مرا ببوس      برای آخرین بار تو را خدا نگهدار که می روم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته      گذشته ها گذشته        منم به جستجوی سرنوشت

دختر زیبا امشب برتو مهمانم       در پیش تو می مانم      تا لب بگذاری بر لب من

دختر زیبا از برق نگاه تو     اشک بی گناه تو     روشن سازد یک امشب من

مرا ببوس ، مرا ببوس     برای آخرین بارتو را خدا نگهدار که می روم بسوی سرنوشت

   بهار ما گذشته      گذشته ها گذشته     منم به جستجوی سرنوشت

بند دوم :

ستاره مرد ، سپیده زد ،     چو یک فرشته ماهم    نهاده دیده برهم میان پرنیان غنوده بود

    به آخرین نگاهش    نگاه بی گناهش     سرود واپسین سروده بود

دید که من از این پس دل در راه دیگر دارم      براه دیگری شوری دیگر در سر دارم

ز صبح روشن باید اکنون دل بردارم                که عهد خونین با صبحی روشن تر دارم

بروی او نگاه من        نگاه او به راه من

فرشتگان زیبا      به ماتم دل ما      در آسمان هم آوا

ستاره مرد ، سپیده زد ،     چویک فرشته ما هم      نهاده دیده برهم میان پرنیان غنوده بود

    به آخرین نگاهش        نگاه بی گناهش     سرود واپسین سروده بود

دختر زیبا دختر زیبا سیه بگشا با روی بهشت آسا بنگر خندانم بار دیگر شبنم گل ها با برگ شقایق ها بنشین بر بال باد سحر

مرا ببوس مرا ببوس     برای آخرین بار تو را خدا نگهدار که می روم بسوی سرنوشت

   بهار ما گذشته     گذشته ها گذشته      منم به جستجوی سرنوشت (1)

 


حسن گل نراقي
حسن گل نراقی

حسن گل نراقی ، هنرمند خوش صدایی که در سال 1305 خورشیدی متولد شد ولی در واقع ، با خواندن ترانه جالب " مرا ببوس " به دنیا آمد و به عالم هنر پیوست ، حسن گل نراقی یک ترانه خواند ولی غوغا کرد و در تاریخ موسیقی نوین ایران نامش باقی ماند به طوری که هنوز این ترانه تازگی خود را از دست نداده و برای همه اعم از هر سن و سالی جالب است .

ترانه " مرا ببوس " را ، حدود یک سال و نیم پیش از این که گل نراقی اجرا کند ، خانم پروانه خواند ولی موفّقیّتی کسب نکرد ، چون مرحوم مجید وفادار سازنده آهنگ آن با حسن گل نراقی دوست بود و از صدای خوش و خوب وی آگاهی داشت به وی پیشنهاد اجرای این آهنگ را کرد و گل نراقی هم پذیرفت و این آهنگ را خواند که چه خوب هم خواند و اجرا کرد ، مثل بمب صدا کرد و در سراسر ایران ورد زبان مردم گردید ، ولی ترانه برای حسن گل نراقی از طرف حکومت و دستگاه وقت تولید دردسرهای فراوانی کرد.

حسن گل نراقی ، سال ها در بازار به تجارت ظروف چینی اشتغال داشت و به موسیقی علاقه فراوان دارد به خصوص موسیقی سنّتی ایران و از طرفداران این موسیقی عارفانه است .

زمانی که حسن گل نراقی ، این ترانه را خواند محیط ایران دارای جوّی نامساعد و دیکتاتوری کامل بود ، آهنگ و شعر و صدای خوش و اجرای خوب و محیط مناسب مردمی جهت این اثر هنری دست به دست هم دادند و چنان اثری  بدیع و ماندنی و جالب به وجود آمد که به سرعت آوازه ی شهرت این آهنگ از مرزهای مملکت گذشت و به سراسر جهان به خصوص اروپا کشانده شد و در ایران به صورت صفحه درآمد که در چاپ های متعدد و در تیراژهایی بالا در دسترس مردم قرار گرفت و به سرعت نایاب می گردید و در اروپا ، خواننده های اروپایی آن را به زبان های خودشان خواندند که موجب شهرت آهنگساز ، تصنیف ساز ، و خواننده ی ایرانی در آن دیار و در آن زمان گردیدند . حسن گل نراقی ، هنرمندی است دوست داشتنی و رفیق دوست و بسیار خوش برخورد و درویش مسلک می باشد .

 گل نراقی مجرد زیست و در زمان حیات خود کلیه مایملک خود را به خانه سالمندان کهریزک بخشید .

__________________________________

پی نوشت ها :

1 – در زمانی که این ترانه به وسیله ی حسن گلنراقی خوانده شد ، شایع بود این تصنیف وصف الحال پدری محکوم به مرگ ، با دختر خردسالش باشد ، به همین جهت در آن زمان ، از طرف حکومت وقت ( 28 مرداد 1332 ) ، برای خواننده و شاعر مشکلاتی را به بار آورد .

1 – عباس مهیار ، با خلوت گزیدگان خاک ، مؤسسه انتشارات جامعه ، تهران ، 1378 ، صفحه 354 .

2 – حبیب الله نصیری فر ، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران ، تهران کتابخانه سنایی ، جلد سوم ، صفحات 565 ، 566 ،348و 349 .

+ نوشته شده در  بیستم آذر ۱۳۸۸ساعت   توسط دكتر محمد رضا بيگدلي ضیغمی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM