در اوستا «ميترا» نام فرشته ي روشنايي، پاسبان راستي و پيمان است.كرديستان بار تولمه در«فرهنگ باستاني» متذكر مي گردد كه در سانسكريت اين نام به صورت«ميترا» است يعني پروردگار روشنايي و فروغ(ودا) و نيز به معناي«درستي» آمده است. شكل پهلوي آن به تصريح«نيرنگ»  «ميثر» و«ميتر» است. اين واژه از ريشه ي «ميث» آمده است در گات ها به معناي وظيفه و تكليف ديني است درونديداد به معناي عهد و پيوند و واژه هاي ميهن(مئه ثينا) و مهمان با اين واژه هم ريشه اند. فرديناند يوستي در تاريخ ايران باستان«مهررا رابطه ي بين فروغ محدث و فروغ ازلي، واسطه بين آفريننده و‌آفريده مي دانند.»

در اوستا از ميترا بكرات سخن رفته است، منتها چنان كه در سابق هم ذكر كرده ام در بخش كهن اوستا«گات‎ها» ميترا به معناي پيمان وپيوند است و فقط دريك جا(يسناي 54 بند5) به اين واژه بر مي خوريم، ولي در بقيه اوستا ذكر ميترا به عنوان ايزدي از ايزدان اهورا مزدا بارها آمده است.پشت دهم«مهريشت»نام دارد. يكي از پژوهندگان بنام :س.پ. تيله(Thiele) در اثرخود موسوم به«مذاهب اقوام ايراني»[1] تحليل جامعي از اين مهريشت كرده و ثابت نموده است كه مهريشت ازجهت تاريخي يك دست نيست، بخشي متعلق به زرتشت يا عهد زرتشتي است و بخش ديگر متعلق به دوران پيش از زرتشت و دوران آريايي است و مويد اين استباط هاست كه بعدها زرتشت يا روحانيان زرتشتي در اثر نفوذ مهرناچار شده اند آن را دركتاب مقدس نه به عنوان يك مفهوم معني بلكه به عنوان يك الهه، يك ايزد وارد سازند. دركرده يك پند يك اين يشت صريحاً گفته شده است كه مهر از جهت شايان ستايش و نيايش بود برابر بااورمزدا است.[2]

درمهريشت اين ايزد بنام«دارنده دشت هاي فراخ» و «اسب هاي تيزرو» كه از سخن راستين آگاه است و پهلواني است خوش اندام و نبرد آزما، داراي هزار گوش و هزارچشم و هزار چستي و چالاكي ياد شده كسي است كه جنگ و پيروزي با اوست، هرگز نمي خسبد، هرگز فريب نمي خورد، اگركسي با او پيمان شكند خواه در خاور هندوستان باشد يا هر نقطه ديگر از ناوك اوگريز ندارد، پشتيبان مزديسنان است وپسر سيمن بردست وزره زرين برتن دارد. خورشيد دارنده سمندهاي تيزتك از دوروي را مژده مي دهد. گرزها و نيزه ها و فلاخن ها و تيرها هرقدر هم خوب باشند در او كارگر نيستند. ولي گردونه ي او هراز سلاح معجزه آساي نبرداست كه به سرعت قوه ي خيال برسر دشمن فرود مي آيد و اورا هلاك مي سازد. او نخستين ايزد معنوي است كه پيش از طلوع خورشيدفناناپذير تيزاسب بربالاي كوه هرا بر مي آيد و از آن جايگاه بلند سراسر منزل گاههاي آريايي را مي نگرد. هشتن تن از ياران او برفراز كوه پا و برج ها مانند ديده بانان نشسته اند و نگران پيمان شكنانند و اگر كسي بوي دروغ نگويد، مهر اورا از نياز و خطر خواهد رهاند.درجهان بشري نيست كه بيشتر از عقل طبيعي بهره مند باشد، به آن اندازه كه مهرمينوي از عقل طبيعي بهره مند است. درجهان بشري نيست تا به آن اندازه گوش شنوا داشته باشد مثل مهرمينوي تيزگوشي كه باهزار مهارت است.هركه اورا دروغ گويد، اورا مي بيند، مهرتوانا قدم به پيش گذارد. آن قادرمملكت روان گردد. از چشمان خويش نگاه زيباي دوربين روش براندازد(كرده ي 27 بند 107)

جالب است كه«مهر» نوعي واحد و درجه ميثاق، عهده دوستي و وفاداري است. مثلاً در كرده(29 بند116) ذكر شده است كه مهرميان دو همسر درجه مهر 30 است ميان  دو همكار 30، ميان دو خويشاوند 40 ميان دوهم خانه 50 ميان دو پيشوا 60، ميان شاگرد و آموزگار 70، ميان پيروان يك دين 10000)

چيزي كه نشان دهنده آن است كه مفهوم«مهر» و«خورشيد» در اوستا يكي نيست آن است كه در اوستا خورشيد پشت ويژه خود را دارد(خورشيد پشت) و نيز در«خرد اوستا» نيايش ويژه اي براي خورشيداست ولي با اين حال چنان كه خواهيم ديد اين دو مفهوم از ديرباز در آميخته و پس از بسط مهرپرستي درباختر زمين، (Solinvicu) با خورشيد شكست ناپذير نام نهادند وبه علاوه درخود خورشيد پشت(بندپنج) نيايش مهر و خورشيد باهم آمده است كه نمودار نزديكي اين مفهوهيتم است.[3]

 

پي نوشت ها:

1- رجوع كنيد: پور داود، ادبيات مزديسنا، يشت ها – جلد اول 392-420 ، مقدمه.

2-  چاپ Gatha آلمان، سال 1903 رم، به نقل آقاي پورداود.

3-  رجوع كنيد به :مهريشت، از كتاب يشت هاي آقاي پورداود .

4-  تمدن ايراني، ترجمه دكتر عيسي بهنام

+ نوشته شده در  دوم بهمن ۱۳۹۰ساعت   توسط دكتر محمد رضا بيگدلي ضیغمی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM